کتاب ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد اثر پائولو کوئيلو یکی از آثار مهم این نویسندهی برزیلی است که در ایران هم با استقبال فراوانی روبهرو بوده است. در ادامهی این متن مروری خواهیم داشت بر بهترین جملات کتاب ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد.
ناشران زیادی در ایران این کتاب را منتشر کردهاند که ترجمهی حسین نعیمی از نشر ثالث و آرش حجازی نشر کاروان از معروفترین آنها به شمار میرود.
جملات زیبای کتاب ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد
آگاهی از مرگ، ما را تشویق میکند که شدیدتر زندگی کنیم.
ما همه دیوانهایم؛ هر کس بهنوعی.
مثل یک چشمه جوشان باش و از خود سر ریز کن. نه مثل یک مرداب که همواره همان آب را در بر دارد.
اگر خدایی وجود داشته باشد قطعا میداند که فهم انسان محدود است. او کسی است که این اغتشاش را ایجاد کرده که در آن فقر، بیعدالتی، حرص و تنهایی وجود دارد. او قطعا مصمم به انجام دادن بهترینها بود ولی نتیجه فاجعهآمیز از کار درآمد. اگر خدایی وجود داشته باشد، در مورد موجوداتی که زمین را پیش از موقع ترک کردهاند، بخشنده خواهد بود و حتی ممکن است بهخاطر این که ما را مجبور کرده زمانی را اینجا بگذارنیم عذرخواهی کند.
او از عشقی که ارزانیاش شده بود نفرت داشت. چون چیزی در عوض از او نخواسته بودند؛ و این احمقانه، غیرواقعی و خلاف قوانین طبیعت بود.
قوانین نه برای حل مشکلات است که برای تداوم ابدی بخشیدن به جدالها خلق میشوند.
اگر هر کسی فقط زندگی خودش را میکرد و میگذاشت دیگران هم زندگی کنند، خدا در هر لحظهای حاضر میبود، در هر دانهی خردل، در قطعات ابری که لحظهای هستند و لحظهای دیگر میروند. خدا همان جا بود و اما مردم اعتقاد داشتند باید همچنان بگردند، چون پذیرفتن این که زندگی فقط یک ایمان است، بسیار ساده بهنظر میرسید.
ما هر کدام در دنیای خودمان زندگی میکنیم، اما اگر تو به آسمان پرستاره نگاه کنی میبینی که همهی این دنیاها با هم ترکیب میشوند و منظومههای خورشیدی، صورت فلکی و کهکشانها را میسازند.
سرانجام در یک روز شاد و روشن، نتیجه میگیرم که زندگی لایهای دیگر ندارد. همین است که هست. چرا نگران آن باشم؟ و آن را میپذیرم.
نه شاد است و نه ناشاد… و این خود دلیلی بود که نتواند به زندگی ادامه دهد.
رئیس بیمارستان داره یک تئوری برای بهبود بیماراش رو روی ورونیکا تست میکنه. اون به ورونیکا دروغ میگه که به خاطر عوارض قرصهایی که برای خودکشی خورده قلبش دچار مشکل شده و فقط یک هفته زنده خواهد موند. ورونیکا سعی میکنه این یک هفته باقی مونده رو زندگی کنه و این از افسردگی رهاش میکنه. در نهایت رفتار ورونیکا حتی روی بقیه بیمارها هم تاثیر میذاره و باعث بهبودیشون میشه.
دیوانه بمانید اما مانند عاقلان رفتار کنید، خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بپذیرید که بدون جلب توجه متفاوت باشید.
واقعیت هر چیزی است که اکثریت به آن اعتقاد دارند. لزوما بهترین یا منطقیترین نیست، اما چیزی است که نزد نیازهای کل جامعه پذیرفته شده.
روح من کجاست؟ توی گذشتهام؟ توی چیزی که میخواستم زندگیام باشه؟ گذاشتم رو هم، اسیر اون لحظهای باقی بمونه که خونه و شوهر و شغل داشتم که دلام میخواست ترکشون کنم اما هیچوقت شهامتاش رو نداشتم. روح من توی گذشتهام بود اما امروز همینجاست. دوباره میتونم توی بدن مرتعش از شورم، احساساش کنم. نمیدونم چیکار باید بکنم فقط میدونم سه سال طول کشید تا بفهمم زندگی منو به سمتی کشوند که نمیخواستم برم!
مردم تنها هنگامی به خود اجازهی تحمل دیوانگی را میدهند که امکانش را داشته باشند.
دیوانهترین انسانها کسانی هستند که نمیدانند دیوانهاند اما مدام چیزهایی که دیگران میگویند را تکرار میکنند.
آدمها هیچ چیز را با شنیدن نمیآموزند، باید خودشان آن را کشف کنند.
مردم در گروههایی جمع میشوند، دیوارهای خود را میسازند و اجازه نمیدهند هیچ چیز غریبی زندگی متوسط آنها را بیازارد.
جمعبندی
در این مطلب مروری داشتیم بر جملات زیبای کتاب ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد نوشتهی پائولو کوئیلو؛ اثری داستانی در حوزهی روانشناسی که در کنار کتابهای در کنار رود پیدرا نشستم و گریستم و شیطان و کتاب خان پریم جزء مجموعهی سهگانهی کوئیلو به حساب میآید.
کتاب سرگذشت دختری است که خودکشی ناموفقی داشته است و سیر تحولات درونی او و نوع نگاهش بهزندگی را بهچالش میکشد. برای خرید کتاب ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد با تخفیف میتوانید از سایت فیلوبوک استفاده کنید تا در سریعترین زمان ممکن، مطالعه کتاب را آغاز بفرمایید.



