معرفی و خرید کتاب مرگ ایوان ایلیچ
در میان کشورهایی که نامونشانی در ادبیات داستانی دارند میتوان به روسیه اشاره کرد که حضور باپیشینه و پررنگی در زمینهی داستاننویسی دارد و از چهرههای مشهوری برخوردار است.
یکی از بزرگان داستاننویسی جهان در روسیه لئو تولستوی نام دارد که نویسندهی کتاب مرگ ایوان ایلیچ است، کتابی که سروش حبیبی ترجمهاش کرده و با همت نشر چشمه به بازار راه یافته است. پیش از آنکه نگاه کوتاهی به کتاب داشته باشیم بهتر است کمی با لئو تولستوی آشنا شویم.
لئو تولستوی کیست؟
لئو تولستوی، نویسنده کتاب مرگ ایوان ایلیچ است که در سال ۱۸۲۸ متولد شد. او یکی از بزرگترین نویسندگان روسیه و حتی دنیا بهشمار میرود و آثارش بارها مورد ترجمه و نقد قرار گرفته است. تولستوی در ابتدا در رشتهی زبانهای شرقی ثبتنام میکند اما سپس به حقوق علاقهمند میشود و و وارد این رشته میگردد.
لئو سه سال از دوره رشته حقوق را سپری مینماید اما سرانجام آن را نیمهتمام رها میکند و به ارتش میرود و در همین زمان به نویسندگی روی میآورد. حضور تولستوی در ارتش سبب میشود تا او با تجربهها و سوژههایی روبهرو بشود و از آنها در نوشتن داستانهایش کمک بگیرد و از اینرو در مسیر حرفهای نویسندگی قدم بگذارد.
نویسنده کتاب مرگ ایوان ایلیچ در دوران نویسندگیاش بارها نامزد دریافت جایزههای معتبر بینالمللی ازجمله جایزهی نوبل شده است و دست به انتشار شاهکارهای ماندگاری زده است.
برخی از کتابهای معروف تولستوی عبارتنداز: «جنگ و صلح»، «آناکارنینا»، «رستاخیز»، «باباسرگئی»، «قزاقها»، و «مرگ ایوان ایلیچ». لئو تولستوی در سال ۱۹۱۰ درگذشت.
خلاصه داستان مرگ ایوان ایلیچ
مرگ ایوان ایلیچ کتابی از لئو تولستوی است که نخستینبار در سال ۱۸۸۶ منتشر شد. این کتاب در دستهی بهترین آثار داستانی جهان قرار میکیرد و در چند دههی گذشته بارها در ایران توسط مترجمان و ناشرین مختلف ترجمه و چاپ شده است اما در این میان بهترین ترجمه کتاب مرگ ایوان ایلیچ به سروش حبیبی تعلق دارد که با کوشش نشر چشمه منتشر و چندین بار و در مدتزمانهای کوتاه مورد تجدید چاپ قرار گرفته است.
ایوان ایلیچ نام شخصیت اصلی داستان کتاب تولستوی محسوب میشود که از ثروت و جایگاه اجتماعی بلندمرتبهای برخوردار است. ایوان در یکی از روزها که سرگرم نصب پردهی خانهاش بود به زمین میخورد و دچار شکستگی و سپس بیماری میشود و به بستر میافتد، بیماریای که مرموز و درمانناپذیر است.
در روزهای آغازین بیماری، دوستان و همکاران ایوان ایلیچ توچه و اعتنای چندانی به آن نمیکنند اما سپس خود بیمار به این نتیجه میرسد که مرگش نزدیک است و ازاینرو به به انتخابها و تصمیمهایی که در زندگی گرفته فکر میکند و در میان بیتفاوتی نزدیکانش نسبت به اوضاع و احوال او، به روابط انسانی و جنبههای مثبت آن پی میبرد.
کتاب مرگ ایوان ایلیچ چند صفحه است؟
کتاب مرگ ایوان ایلیچ به کوشش ناشرهای بسیاری به چاپ رسیده است و چنانچه اشاره شد یکی از معتبرترین آنها نشر چشمه است که کتاب را در ۱۰۴ صفحه منتشر کرده است.
جملات کتاب مرگ ایوان ایلیچ
«اگر من با یقین به تباهکردن نعمتهایی که به من داده شده بود از دنیا بروم و هیچ راهی برای اصلاح این حال نباشد، آن وقت چه؟»
«در آغاز زندگیام یک نقطه روشن وجود داشت و بعد از آن پیوسته رو به ظلمت پایین میروم و پیوسته بر سرعت سقوطم افزوده میشود.»
«زندگی یک رشته رنجهایی بود که مدام شدیدتر میشد و با سرعت پیوسته فزایندهای بهسوی پایانش، که عذابی بینهایت هولناک بود میشتابید.»
«میخواهم اینقدر عذاب نکشم، میخواهم زندگی کنم.»
«گاهی شرارهی امیدی در دلش میدرخشید و گاهی دریای آشفته ناامیدی بود و مدام درد و درد و مدام اندوه سیاه که جانش را میگزید. تنها که میماند سخت افسرده بود و میخواست کسی را صدا کند تا همدمش باشد اما از پیش میدانست که با دیگران حالش از این که بود بدتر میشد.»
«مگر ممکن است که من هم مثل همه بمیرم؟ چنین چیزی خیلی وحشتانگیز میشد.»
«گاهی جز کلیه و روده چیزی نمیدید، کلیه و رودهای که به سرکشی افتاده بودند و موقتا به وظایفخود عمل نمیکردند و گاهی هیولای مرگی نامفهوم و هولناک، که هیچ راه گریزی از پیش آن نبود.»
خرید کتاب مرگ ایوان ایلیچ نشر چشمه به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
مرگ ایوان ایلیچ داستانی کوتاه دارد و کتابی پرفروش در جهان محسوب میشود. این اثر ماندگار بهخاطر نثر سادهی نویسنده و ترجمهی روان مترجم برای همه بهویژه آنهایی که به ادبیات داستانی علاقهمند هستند و میخواهند رمانی درباره معنای زندگی و مرگ بخوانند مناسب است. شما میتوانید «کتاب مرگ ایوان ایلیچ» را در مدتزمان کوتاهی بخوانید و با این کار با یکی از برجستهترین رمانهای دنیا آشنا شوید.



دیدگاهها0
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.