در کارنامهی پربار داستان ایران کتابهایی وجود دارند آوازهشان برای دوستدارن رمان آشناست و در قفسههای کتابخانهها جا خوش کردهاند. کتاب ملکوت بهرام صادقی یکی از رمانهایی از این دست محسوب میشود که داستانی آمیخته با فلسفه دارد.
این کتاب به کوشش نشر نیلوفر چاپ و به بازار نشر راه یافته است. پیش از پرداختن به کتاب بهتر است کمی با بهرام صادقی آشنا شویم. پس با ما همراه باشید.
درباره بهرام صادقی؛ نویسنده کتاب ملکوت
بهرام صادقی، پزشک و نویسندهای ایرانی است که در سال 1315 متولد شد. او دانشآموختهی رشتهی پزشکی از دانشگاه تهران بود و در کلینکی در کرج به طبابت میپرداخت.
صادقی فعالیت ادبی خود را از دههی بیست خورشیدی اغاز کرد و نخستین داستان کوتاهش را در سال 1335 با عنوان «فردا در راه است» منتشر نمود. صادقی در دههی چهل خورشیدی مسیر شهرت را میپیماید و داستانهایش نقدهای مثبتی دریافت میکند که یکی از مهمترین و شناختهشدهترین این داستانها ملکوت است که برای نخستین بار در کتاب هفتهی کیهان در سال 1340 منتشر شد.
از دیگر کتاب او میتوان به سنگر و قمقمههای خالی اشاره کرد.
موضوع کتاب ملکوت
ملکوت کتابی یکی از مهمترین آثار بهرام صادقی بهشمار میرود که برای نخستین بار در سال 1349 خورشیدی منتشر شد. کتاب ملکوت پیش از انتشار در یک گردهایی ادبی موسوم به جنگ اصفهان خوانده شد و مورد توجه قرار گرفت.
در ادامه خلاصهای از کتاب ملکوت را با هم میخوانیم (* توضیحات زیر ممکن است بخشی از داستان کتاب را لو بدهد.)
در چهارشنبه شبی آقای مودت همراه با دو تن از دوستان خود در یک باغی سرگرم تفریح بودند که ناگهان جن در جسماش حلول میکند و در پی این اتفاق، به پیشنهاد یکی از دوستانی ک همراهش برای معاینه و درمان نزد دکتر حاتم میرود.
دکتر حاتم بهسادگی موفق میشود تا جن را از جسم بیمارانش خارج کند و سپس به دو همراه آقای مودت آمپولی را تزریق نماید که گفته میشد برای طول عمر و افزایش میل جنسی مناسب و کارساز بود.
آمپولهای دکتر حاتم برخلاف تصور دیگران خطرناک و مرگآور بودند و دکتر نیز شخصیتی شیطانی داشت که مردم را با حرفها و کارهای خود فریب میداد و مجابشان میکرد تا از آمپولهایش استفاده نمایند. یکی از شخصیتهای عجیب کتاب ملکوت فردی بهنام م.ل است که در طبقهی بالای خانهی دکتر حاتم سکونت دارد. م.ل هرسال عضوی از بدن خودش را قطع میکند و در زمانی که داستان روایت میشود تنها یک دست راست برایش باقی مانده است. م.ل از مرگ هراسی ندارد و معتقد است که صدایی در درونش،که شبیه صدای دکتر حاتم است، او را به کارهای بد وادار میکند پس ازاینرو میان او و دکتر حاتم دشمنی و درگیریهایی بهجود میآید.
جملات کتاب ملکوت
«من بارها به تو گفتهام که اگر کسی ادعا کند جیبش پر از پول است خیلی ساده میتوان تحقیق کرد و یا به اثبات رساند: کافی است که پولها را در جیبش بهصدا دربیاورد و یا بیرون بکشد و نشان دهد اما آیا ممکن است که کسی قلبش را دربیاورد و به محبوبهاش ثابت کند که مالامال از عشق اوست؟»
«بزرگترین کمکی که تو میتوانی به کسی بکنی این است که او را بیدار کنی و خود واقعیاش را به او نشان دهی.»
«هرگز کمکی که کسی را به تو متکی میسازد، پیشنهاد نکن.»
«شاید هم دفتری فراهم آوردهای که حماقت مرا تکرار کنی، یعنی در آن خاطرات بنویسی و از من و دیگران خوب و بد بگویی، کاری که با زبانت هرگز نتوانستهای انجام دهی. چه میدانم؟ آه، چه میدانم؟ اما اینقدر میدانم که من تو را له نکردم، هرگز… من تو را لال کردم!»
قیمت کتاب ملکوت
کتاب ملکوت بهرام صادقی تا کنون سه بار تجدید چاپ شده است و در هر تجدید چاپ نیز با فزایش قیمت روبهرو بوده است. شما میتوانید آخرین قیمت این کتاب را در سایت فیلوبوک مشاهده کنید.
همچنین میتوانید برای خرید آنلاین کتاب ملکوت نشر نیلوفر با تخفیف و ارسال رایگان (برای سفارش اول) روی ما حساب کنید
خرید کتاب ملکوت به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
کتاب ملکوت رمانی محسوب میشود که داستانی با پسزمینههایی فلسفی دارد و به وعدهها و وسوسههای شیطان و تقابل و برخوردش با انسان و خدا اشاره میکند. کتاب شخصیتهای چندانی ندارد اما افراد حاضر در داستان، کنجکاوی شما را تحریک میکنند و سبب شگفتی مخاطب میشوند.
کسانی که دوست دارند کتابی در حوزهی ادبیات داستانی با رگههای فلسفی بخوانند میتوانند به سراغ کتاب ملکوت از نشر نیلوفر بروند.

نقد و بررسیها0
هنوز بررسیای ثبت نشده است.